شنبه ۳۰ تير ۱۳۹۷ - ۰۶:۲۳ Saturday, 21 July 2018 |
تاریخ انتشار: ۰۰:۳۶ - ۰۱ تير ۱۳۹۷
کد خبر: ۱۰۰۷۴
تندرست نیوز؛شاید در نگاه اول میان مریلین مونرو، هنرپیشه ا سطوره‌ای سینما و سه نویسنده معروف زن، یعنی مارگریت دوراس (به فارسی از او: عاشق، عشق، نایب کنسول، هیروشیما عشق من، مدراتو کانتابیله و ...) پاتریشا های‌اسمیت (به فارسی از او: معمای آقای رپیلی، طراحی و نوشتن داستان‌های معمایی و ...) و جین بولز (فارسی؟) شباهت چندانی نباشد، ولی خانم کونی پالمن (Connie Palmen) نویسنده نام‌آشنای هلندی در کتابی با عنوان «گناه (خطای) زن»، (گناه زن‌بودن) در ۴ جستار جداگانه به کشف شباهت‌های میخکوب‌کننده سرنوشت پرتب و تاب و تراژیک این ۴ زن رفته است.
پالمن فلسفه‌دان و ادبیات‌شناس است و  صاحب چندین رمان، که به زبان‌های مختلف ترجمه شده‌اند، از جمله رمان «قوانین» و «تو این را می‌گی» که هر دو به انگلیسی هم ترجمه شده‌اند. یک مبنای فکری او، هم در این رمان‌ها و هم در کتاب گناه زن، این است که هر ادبیات و هنری حاصل زخم و دردی است و آن خلاقیت، واکنش دفاعی روح زخم‌خورده است تا خود را رها کند و بر مرگ و شکست فائق شود.

هر ۴ زنی که زندگی‌اشان را پالمن در ۴ جستار خود به بررسی گرفته در اولین ربع قرن پیش در آمریکا زاده شده‌اند،  کودکی‌هایی داشته‌اند سخت و پر چالش و کشمکش با یا بدون پدر پرمسئله یا مادری با رفتاری غیرمتعارف، و  یا آماج تجاوز قرار گرفته‌اند. هر ۴ نفر از ریشه و گذشته کودکی خود بریده‌اند و در بزرگسالی حتی اسم و فامیل دیگری انتخاب کرده‌اند، همگی هم با دادن هزینه‌های سنگین، کم و بیش  تابوهای زیادی را شکسته‌اند تا تن به کلیشه‌ها و قالب‌هایی که جامعه به عنوان زن برایشان تعیین کرده ندهند.

نه مونرو و دوراس با مردان خویش بخت و اقبالی یافتند و نه های‌اسمیت و بولز با عشقی که به همجنس خویش پیدا کردند. و برای  همگی هم دست‌یازیدن به هنر محملی بوده است برای رهایی و یافتن دوباره خویش، یافتنی که آفرینشی قابل اعتنا به دنبال داشته، ولی نهایتا آنها را به «زندگی متعارف» برنگردانده. الکل و قرص  هم که قرار بوده با آن دمی بیاسایند به سبب پابرجا بودن آن زخم اجتماعی،  مصرفش به افراط می‌رود و نهایتا به قلب مرگ هدایتشان می‌کند.

پالمن می‌نویسد: «مریلین مونرو به دنبال یافتن واقعیت مریلین مونرو بود. می‌خواست بداند که واقعا کیست. خودش در باره خودش گفته بود که می‌ترسم واقعیتی نداشته باشم و محصول یک فانتزی باشم... نهایتا کسی نتوانست او را نجات دهد، خود نجات‌دهنده خویش شد با مصرف بالای قرص و مرگی در ۳۶ سالگی»

مونرو در تغییر و تحولی که ورای اسم حتی به فیزیک ظاهرش هم کشید به حضور در برابر دوربین توسل جست تا برای آن زخم و آن سوال پاسخی بیابد، دوراس که پرسش مشترک را با شناخت و آگاهی بیشتری دنبال می‌کرد اما، قلم به دست گرفت و به موضوعاتی انسانی (تنهایی، مرگ، نفرت، سکس با «محارم» و ...) پرداخت و تابوهای بسیاری را شکست. هنوز هم قسما در باره دوراس می‌گویند که زن را چه به این موضوعات!

این که دوراس بر خلاف سه زن دیگر و به رغم وابستگی شدید به ا لکل و به رغم رفت و برگشت به گستره مرگ، تا سن ۸۲ سالگی عمر کرد هم از عجایب زندگی بود، ولی او بر سر هر چیز می‌توانست سازش کند، به جز نوشتن که همان حکم دوربین را برای مونرو داشت: «او همانقدر که در نوشتن از خود بی‌خود بود، در نوشیدن الکل هم همین سبک و سیاق را داشت، از اول صبح تا شام شب گاه تا ۵ لیتر الکل از انواع مختلف می‌نوشید. الکل باید برای او غیبت دهشتناک خدا را قابل تحمل کند(!)، و نیز بی‌تفاوتی جهان را در برابر رنج انسان. الکل باید مرحمی بر تنهایی وجودی دوراس باشد، الکل باید او را بکشد.»

یک دور که دوراس از مصرف الکل و قرص به کمایی چند ماه رفت، بعد که به خود آمد اولین صحبتش در باره پروژه یک کتاب تازه بود!

در مورد پاتریشا های‌اسمیت و جین بولز هم قرینه‌ها و داده‌های مشابه را پالمن در جستارهای جداگانه آورده است و به بحث گرفته است. در مورد های‌اسمیت می‌نویسد که او در دفترچه یادداشت روزانه‌اش دو وازه را به تکرار و با حروف بزرگ نوشته است: مادر و مارتینی (نوعی مشروب ایتالیایی).

پالمن در توصیف  اشتراک این ۴ زن می‌نویسد: «آنها به عنوان زن موانع و مزاحمت‌های دشوار را در هم می‌شکنند، از قوالب و کلیشه‌های مربوط به جنسیت خود و اخلاق مسلط فراتر می‌روند تا آزاد، مستقل و خودمختار باشند و بنا بر قواعد خودشان زندگی کنند. برای هر ۴ نفر این حرف مونرو در مصاحبه با مجله لایف صادق است که گفت: اگر بخواستم به قواعد و هنجارها پایبند بمان، هرگز نمی‌توانستم کاری بکنم»

و کار و میراث هر ۴ شخصیت مورد بحث از خودشان بزرگتر بود.

کتاب گناه زن که سال ۲۰۱۷ با عنوان  De zonde van de vrouw به زبان هلندی منتشر شده ترجمه آلمانی‌اش Die Sünde der Frau نود و شش صفحه دارد که  تقریبا ۱۶ صفحه آن را مقدمه تشکیل می‌دهد و جستار مربوط به هر یک از ۴ نفر بیست صفحه است.

نام:
ایمیل:
* نظر:
پر بیینده ترین عناوین