پنجشنبه ۲۹ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۴:۲۳ Thursday, 20 September 2018 |
تاریخ انتشار: ۱۳:۴۵ - ۰۳ تير ۱۳۹۷
کد خبر: ۱۰۳۰۴
تندرست نیوز گزارش میدهد؛
می‌گل هشترودی
تندرست نیوز؛کمبود آب، جیره بندی شدن آن و خشکسالی که برخی شهر های کشور را در بر گرفته است؛ خبر از شروع یک فاجعه می دهد! فاجعه ای که سال ها پیش زنگ خطر آن به صدا در آمده بود اما مسئولین از آن چشم پوشی کردند!
وقتی تالاب ها و دریاچه ها خشک شد و در زاینده رود آبی برای جاری شدن وجود نداشت، زنگ خطر کم آبی به گوش رسید اما مسئولان محترم این موضوع را اولویت نداستند به موضوعات دیگر پرداختند! همین موضوع نیز سبب شد که امروز در برخی استان ها مثل خوزستان مردم از نبود آب و جیره بندی شدن آن رنج می برند. با گرم شدن هوا و سرازیر شدن در فصل تابستان این خشک سالی ها و کم بود آب  افزایش پیدا می کند و مطمئنا خسارات جبران ناپذیری را در پی خواهد داشت. خساراتی که علاوه بر مشکلات محیط زیستی، مشکلات اجتماعی را نیز رقم خواهد شد.

علی طایفی، سنجشگر مسائل اجتماعی معتقد است:«مسئله آب در اقلیم ایران فقط یک‌ مسیله زیست محیطی نیست بلکه کمبود و شکل گیری بنیان های تمدنی پیرامون آب و ارتباط تنگاتنگ آن با آبادانی در کشور سبب شده است که آب در طی سده های متمادی به یک مسیله اجتماعی و فرهنگی مبدل شود. خشکی، فقر آب، قابلیت کشت کمتر از ۲۰ درصد اراضی کشور و ازهم گسیختگی قومیتی و فرهنگی در کشور پیوند گسست ناپذیر آب و توسعه اجتماعی را همواره جان بخشیده است.»

او می گوید:«آبادانی و ‌زندگی اجتماعی دوگانه ناگسستنی است به طوریکه هرجا آبی مهیا و استحصال شده، زمینه آبادانی و توسعه مناسبات اجتماعی را نیز فراهم ساخته است. گونه زیست چندجانشینی که در طی سده ها گونه مسلط زندگی مردم ایران و پدیداری ساختار زیست اجتماعی عشایری و فرهنگ قبیلگی بوده است یکی از مهمترین رخسارهای وابسته به مسیله آب و به تبع آن مرتع و دامداری بوده است. این فرایند با وقوع تخته قاپو در عصر پهلوی اول برای توسعه توتالیتاریانیستی، اگرچه به یکجا نشینی ختم شد ولی این توسعه و‌ مدرنیزم ایرانی همچنان مرهون تمهید و تعقیب آب و اقامه نماز و‌دعای باران برای آبادانی بوده و هست.»

طایفی در ادامه توضیح داد: «بخش بزرگی از تضادهای اجتماعی در تاریخ ایران نیز عمدتا بر سر نخست آب و سپس زمین بوده است. به طوریکه ساختار مراتبی و هایرارکی ناشی از آن در مناسبات قدرت در جامعه ایران از دیرباز فرهنگ ولایی را در قالب میرآبی مسلط ساخته است. در این ساختار، قبایل حول محور آب، به همگرایی روی آورده و با پذیرش ولایت ولی، کدخدایی در آبادی ها و هژمونی شیوخ قبایل محلی درصدد توسعه محلی بوده اند. بخش بزرگی از مناقشات، تضاد و واگرایی های اجتماعی نیز محصول همین مدیریت آب و آبرسانی بوده است. »
به اعتقاد او «بنیان بلواهای اجتماعی نیز از نظر تاریخی بر سر آب، زمین، مرتع و نان شکل گرفته است و از همین روی الفبای آموزش اجتماعی میرآبی در کشور حتی در ساختار آموزش مدرن بر گزاره "بابا آب داد" نهفته است. کمبود آب، خشکسالی و قحطی در طی حتی سده پیشین سبب مرگ دهها هزار در اقصی نقاط کشور شده و بلواها و نزاع های اجتماعی متعددی را در بین قبایل و شیوخ آن سبب شده و می شود. »

طایفی افزود: «علاوه بر این ها مسئله آب علاوه بر اینکه بستر ساز اسکان، یکجانشینی و توسعه پایدار محلی شده، به طور موازی عامل مهاجرت های نوین نیز گردیده است. خشکسالی، پایان یافتن منابع آب های زیرزمینی، مرگ قنات ها و قنات رسانی از یکسو و مدیریت غلط و ناموزون آبرسانی از سوی دیگر به عنوان شریان های خون رسانی به اقتصاد دامداری و سپس کشاورزی، آغازگر فروپاشی آبادانی های اجتماعی شده است و افراد، گروه ها و قبایل را ناگزیر از مهاجرت درون مرزی و کوچ برای یافتن آب و نان با تهاجم به آبادانی های دیگر ساخته است. »

او تصریح کرد: «زندگی فصلی، اقتصاد کشت و کار در سرزمینی خشک با بحران های موسمی آب و سپس مدیریت ناموزون آن توسط دولت های از زمان پهلوی ها تا کنون همواره کنار آبادانی، فقر و فلاکت را نیز در سفره ایرانی نهاده است. فقر، بیکاری های مزمن، گرسنگی و قحطی، آسیب های اجتماعی متعددی را سبب شده که گزاره کهنه بابا آب/نان داد را به چالش کشانده است. مصائبی از این دست همواره مانع آبادانی مدرن و‌ پایدار ‌در کشور بوده و با نسیمی خشک، غبار مرگ بر تداوم یکپارچگی ملی و اجتماعی نشانده است.»

این سنجشگر مسائل اجتماعی می گوید: «شیوع خشکی و کم آبی در ایران در طی سالهای اخیر زمینه ساز تحولات اجتماعی عظیمی خواهد بود که علاوه بر پیامدهای انسانی و زیست محیطی، پسامدهای اجتماعی را نیز سبب خواهد شد که در نهایت تغییر دولت ها را نیز به دنبال می آورد. بی سبب نیست که ریشه واژه دولت، از واژه دَلو یا ظروف استحصال آب از قنات است که دائم در معرض رفت و آمد و بالا پایین شدن است.»
نام:
ایمیل:
* نظر: