سه‌شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۷ - ۲۲:۲۶ Tuesday, 20 November 2018 |
تاریخ انتشار: ۱۴:۰۵ - ۰۶ تير ۱۳۹۷
کد خبر: ۱۰۶۲۵
روایت/
تندرست نیوز؛مرده شور مرا ببرند که ندانسته به نگاه جواني هوس باز دلباخته شدم و به حرف هايش اعتماد کردم. من به باوري نادرست مي خواستم مرد روياهايم را خودم پيدا کنم و مادرم را از نگراني نجات دهم اما اشتباه کردم و روسياه و شرمنده شدم.
يک روز که مي خواستم به خانه برادرم بروم به عنوان مسافر سوار خودروي سواري پرايد شدم. جوان غريبه اي که راننده اين خودرو بود با چرب زباني مرا خام کرد و مثل کساني که مغز و کله مورچه خورده اند تا مقصد حرف زد و کرايه اش را هم نگرفت. البته او شماره تلفن همراهم را گرفت تا بتواند با من در تماس باشد، حرف هاي اين جوان غريبه تمام فکر و ذهن مرا به خودش مشغول کرده بود و با توجه به نگراني هاي شديد مادرم درباره ازدواجم، به گفته هاي او دلخوش شده بودم و متاسفانه به همين دليل به تماس هاي تلفني اش نيز که از کيوسک تلفن عمومي برقرار مي شد جواب دادم.
راستش را بخواهيد بعد از مرگ پدرم، برادرانم جاي خالي پدر را برايم پر کردند و مادرم نيز خيلي سعي مي کرد تا من در زندگي احساس کمبودي نداشته باشم.من با امکاناتي که خانواده ام برايم مهيا کرده بودند سرگرم درس و مدرسه ام شدم. اما نگراني مادرم درباره آينده و دغدغه هاي او باعث شد تا فکرم حسابي مشغول شود و تصميم گرفتم کاري انجام بدهم که مادرم را خشنود کند.
 من در دومين قرار ملاقات نيز سوار خودروي اين پسر حقه باز شدم و او به بهانه گفت وگو درباره ازدواج مرا به خارج از شهر کشاند. اما در منطقه اي خلوت و تاريک ناگهان با رفتار خشن و تهديدآميزش مواجه شدم و او با توسل به زور و تهديد مرا طعمه هوس هاي پليد خودش کرد.ساعت حدود ۹ شب بود که اين فرد شيطان صفت مرا در نزديکي خانه مان رها کرد و متواري شد.در حالي که وضعيت بسيار اسف باري داشتم به خانه رفتم و از ترس مادرم به او گفتم که با يک موتورسيکلت تصادف کرده ام.
۳ ماه از اين ماجرا گذشت و حالم روز به روز خراب تر شد تا اين که با راهنمايي يکي از دوستانم آزمايش هاي لازم را انجام دادم و حالا متوجه شده ام که باردار هستم.
واقعا نمي دانم چه خاکي بر سرم بريزم و نمي دانم به برادرانم چه پاسخي براي اين اشتباهم بدهم.من هيچ آدرس و نشاني از آن پسر شيطان صفت ندارم و فقط مي توانم بگويم خودم کردم که لعنت بر خودم باد.
نام:
ایمیل:
* نظر: