چهارشنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۷ - ۲۲:۲۰ Wednesday, 19 September 2018 |
تاریخ انتشار: ۱۲:۴۶ - ۱۲ تير ۱۳۹۷
کد خبر: ۱۱۱۲۸
روایت/
تندرست نیوز؛پدرم فردي عصبي بود و هميشه در خانه با داد و فرياد خواسته هايش را عملي مي کرد. او نسبت به من نيز سختگيري زيادي به خرج مي داد و دلسوزي هايش گاهي بسيار پرخاشگرانه و توهين آميز بود. مرد جوان افزود: من با پدرم رابطه عاطفي نداشتم و اين اواخر اختلافات جدي با هم پيدا کرده بوديم تا اين که ۶ سال قبل، درست يک هفته بعد از ازدواج خواهرم او در حادثه رانندگي جان خودش را از دست داد. پس از مرگ پدرم من که خودم را آزاد مي ديدم با مادرم سر لج بازي گذاشتم و ترک تحصيل کردم.
متاسفانه همنشين دوستاني شدم که مرا به سيگار آلوده کردند و دله دزدي را خوب يادم دادند. يک سال به همين شکل گذشت و من با زن معتادي رابطه مخفيانه برقرار کردم. اين زن قصد داشت مرا به موادمخدر معتاد کند اما پليس ما را به اتهام رابطه نامشروع دستگير کرد. مدتي در بازداشت بودم تا اين که موضوع را به شوهرخواهرم اطلاع دادم. او خودش را بلافاصله رساند و ضمانتم را پذيرفت. در حالي که خيلي شرمنده شده بودم همراه شوهرخواهرم به خانه برگشتم اما اين فرشته زميني رازم را حفظ کرد و اجازه نداد حتي خواهرم بفهمد چه مشکلي برايم به وجود آمده است. هنوز چند روز از اين ماجرا نگذشته بود که موضوع سرقت از دخل يک مغازه لو رفت و صاحب فروشگاهي که از آن چند ماه قبل سرقت کرده بودم مرا در خياباني شناسايي کرد و به پليس تحويل داد. دوباره دست از پا درازتر موضوع را به شوهرخواهرم اطلاع دادم و او نيز با پرداخت خسارت به مالباخته، رضايت شاکي پرونده را گرفت و مرا به خانه برگرداند. شوهرخواهرم اين بار نيز رازم را در صندوقچه مهرباني و مردانگي خود نگه داشت. او با اين برخوردهاي پدرانه و نصيحت هاي خود درس زندگي را به من آموخت و من که غيرتي شده بودم مردانه قول دادم زندگي سالم و آبرومندانه اي براي خودم درست کنم. الان ۵ سال از اين ماجرا مي گذرد و در يکي از کارخانه هاي مشهد کار مي کنم. با کمک شوهرخواهرم، ازدواج بسيار موفقي کرده ام و هميشه به درگاه خداوند براي سلامتي شوهرخواهرم دعا مي کنم. من مغازه هايي را که چند سال قبل از آن ها سرقت هاي جزئي کرده ام مي شناسم و حالا پيش قدم شده ام تا بار گناه را از دوش خودم بردارم و براي مالباختگان جبران خسارت کنم. نمي دانم بعد از مرگ پدرم، اگر شوهر خواهرم در زندگي ام نبود چه بلايي به سرم مي آمد و حالا در چه وضعيتي قرار داشتم.

نام:
ایمیل:
* نظر: