پنجشنبه ۲۸ تير ۱۳۹۷ - ۱۵:۴۹ Thursday, 19 July 2018 |
تاریخ انتشار: ۰۸:۲۳ - ۱۳ تير ۱۳۹۷
کد خبر: ۱۱۱۷۸
روایت/
تندرست نیوز؛همسرم درباره من سخت گيري هاي زيادي مي کرد.مدتي با اين وضعيت کنار آمدم اما رفتار مليحه غيرقابل تحمل بود و وقتي که درباره علت اين همه بدبيني و شک و ترديد تحقيقاتي انجام دادم متوجه شدم مشکل به ۱۰ سال قبل از ازدواج ما، يعني زمان مرگ پدر مليحه برمي گردد.
ماجرا از اين قرار است که مادر همسرم، پس از مرگ پدر مليحه، يک تنه مسئوليت زندگي را برعهده گرفت و تمام تلاش خود را به کار بست تا بچه هايش نيازمند کسي نباشند. اما يکي از بستگان نزديک آن ها پس از مدتي به مادر مليحه پيشنهاد رابطه مخفيانه داد.اين فرد زماني که با مخالفت شديد و برخورد قهرآميز مادر همسرم مواجه شد اقدام به آوردن عکس ها و فيلم هاي مستهجن به خانه آن ها کرد و مزاحمت هاي زيادي را براي اين خانواده به وجود آورد!
اين مسئله در کنار اشتباهاتي که برادر مليحه در حق همسرش مرتکب شد که به جدايي آن ها انجاميد، احساس شک و ترديد نسبت به مردان را در فکر و ذهن شريک زندگي ام تشديد کرد و باعث شد همسرم به باوري اشتباه براي حفظ زندگي مان مرا زير ذره بين بدبيني قرار دهد. او آن قدر عذابم داد که در کنارش احساس غربت مي کردم و واقعا دنبال راه و چاره اي مي گشتم تا اين که در يک ميهماني خانوادگي، پسرعمويم متوجه جر و بحث هاي من و مليحه شد. او وقتي فهميد چه مشکلي دارم گفت تو نادان هستي که خودت را اسير چنين زني کرده اي....!
متاسفانه با شنيدن اين حرف ها جوگير شدم و به پيشنهاد پسرعمويم تن به ازدواج موقت با زني دادم که زمينه اعتياد من به کريستال را خيلي حيله گرانه فراهم کرد و به همين سادگي به دام موادمخدر افتادم. حدود ۸ ماه گذشت و من که از کرده خود پشيمان شده ام تصميم گرفتم رابطه ام را با اين زن قطع کنم و به دنبال ترک اعتياد بيفتم اما او تهديدم مي کند که از روابطمان تصويربرداري کرده است و اگر رهايش کنم آبرويم را به باد خواهد داد.

نام:
ایمیل:
* نظر:
پر بیینده ترین عناوین