چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ - ۱۶:۳۸ Wednesday, 01 December 2021 |
تاریخ انتشار: ۱۲:۵۱ - ۲۳ تير ۱۳۹۷
کد خبر: ۱۲۲۰۳
تندرست نیوز گزارش میدهد؛
می‌گل هشترودی
تندرست نیوز؛صدای بوق ممتد ماشین ها، گرمای نفس گیر هوا و آلودگی که لحظه به لحظه از عمرمان می کاهد تنها مواردی هستند که در یک گردش ساده در سطح شهر به دست می آید!حالا اگر التهابات بازار و تورم و گرانی را هم به آن اضافه کنی متوجه خواهی شد که چه اضطراب و هیاهویی بین مردم موج می زند. اما در شلوغی این شهر پر استرس هنوز هم چیزهایی هست که حال آدم هارا خوب کند! مثلا در یک خیابان شلوغ راه بروی، گرما امانت را بریده باشد و مردم سراسیمه از کنارت عبور کنند و تنها به تو تنه بزنند ناگهان صدای یک موسیقی ملایم از دور به گوش برسد! هر چه نزدیک می شوی موسیقی بلند تر می شود و ناگها کنده میشوی از همه دغدغه های روزانه و استرس هایی که تا چند لحظه پیش همراهت بود، تو میمانی و یک موسیقی آرام. با نگاهی کلی متوجه می شوی جمعیتی در کنار آن ها ایستاده و از فضا لذت می برند؛ موسیقی خیابانی یکی از لذت هایی است که در هر فصل و زمانی می توانید از وجود آن ها لذت ببرید.
محمد سرپرست یک گروه موسیقی خیابانی است. او تا دقایقی پیش در حال نواختن آهنگ های پاپ ایرانی بود و مردم نیز کف زنان آنها را تشویق می کردند. او به گفته خودش فارغ التحصیل رشته موسیقی از دانشگاه هنر تهران است. ظاهری آراسته و هنری دارد. گیتارش را در دست گرفته آن را می بوسد روی پاهایش می گذارد.
 از او می پرسم چرا خیابان را برای کنسرت انتخاب کردی؟ 
سیگارش را روشن میکند، پک عمیقی می زند و می گوید: «شما بگو، اگه حق انتخاب داشتی بین جایی که یه تعداد آدم مرفه بیان ببیننت و واست دست بزنن و برن با جایی که مردم با عشق بیان ساعت ها بایستن و نگات کنن، همه و همه تی او بچه گل فروشه حتی او فال فروشه حتی او گداهه همه بتونن بیان نگات کنن و لذت ببرن کدومو انتخاب می کردی؟»
« یه بار دیدم یه دختر بچه فال فروش وسط آهنگ های ما یک اسکناس 2 هزار تومانی اورد گذاشت تو جعبه! اولش از خودم خجالت کشیدم که اون داره به من پول میده اما بعد از این که یکم فک کردم خوشحال شدم که این بچه انقدر از موسیقی لذت برده که دوست داره ادامه پیدا کنه! می فهمی چی میگم؟ موسیقی عشق میخواد، عشقشو تو کنسرت برج میلاد نمیشه پیدا کرد! اونجا فقط پولو میشیه پیدا کرد. بعدشم به فرض این که اصلا بخوام کنسرت بزارم، با کدوم مجوز؟ کی به منه یلاقبا مجوز میده که بخوام کنسرت بزارم؟ کی اسپانسر من میشه؟ کی اصلا منو می شناسه؟»
تا حالا هیچ وقت نخواستی کنسرت بزاری؟
« وقتی تازه درسمون تموم شده بود با همین بچه ها خیلی پی این بودیم که کنسرت بزاریم. میدونی چقدر سگ دو زدیم؟ آخرشم هیچی به هیچی! یه روز تو خیابون یه دختررو دیدم داشت سنتور میزد، انقدر لذت برم؛ 2 ساعت نشستم و به صدای سازش گوش دادم. بعد از اون تصمیم گرفتم تو خیابونا بزنم. اولش بچه ها نیومدن، خجالت کشیدن اما کم کم یکی یکی اضافه شدن و شدیم اینی که حالا میبینی. بعضی از بچه ها شغل دارن و بعد از کارشون میان اینجا. راستشو بخوای هدف ما پول در آورد نیست. نمی گم پول برامون مهم نیست و ما همه بابا پول داریم. نه اصلا اینجوری نیست بار ها شده خیلی از ما پول رفت و آمد نداشتیم اما یدونی مثه یه اعتیاد میمونه. آدمو می کشه، قبل از این که به پول فک کنیم به لذتی که از انرژی مردم میگیریم فک می کنیم! پولشم بد نیست خدارو شکر اگه بهمون گیر ندن خرجمونو می تونیم در بیاریم.» یکی از بچه ههای گروه صدایش می زند برای ادامه کنسرت خیابانی دعوتش می کند. عذر خواهی میکند و می رود. چند دقیقه بعد صدای موسیقی « جان مریم» فضا را پر کرده است.
مردم انگلستان 163 سال است که با صدای موسیقی خیابانی آشنا هستند اما در ایران حدود 50 سال است که این موسیقی جایی در خیابان ها پیدا کرده است. استعدادهای ناب این موسیقی هرز می روند و بدتر از آن مسوولانی هستند که اینها را به چشم متکدی نگاه می کنند که باید از سطح شهر آن ها را جمع آوری کرد!
خیابان در اکثر جوامع  جشن های مردمی را به رسمیت می شناسد.جشن های مردمی نوعی رفتارجمعی هدفمند است.شهرهای بزرگ  به مثابه «دنیای بیگانه ها» با میزبانی از جشن های خیابانی، نوعی فرصت استثنایی برای همزبانی آدم های بیگانه فراهم می کند. موسیقی از جشن و آیین های شادمانی جوامع انسانی جدایی ناپذیر است و بزرگترین کارناوال ها و جشن های ملی در جهان بر پایه موسیقی استوار بوده است. در فضای عمومی ایران و در چند دهه گذشته هرچند همواره تابوی اجرا و پخش موسیقی غیرمجاز وجود داشته ،اما در هیجانات جمعی ناشی از وقایع سیاسی و اجتماعی نظیر انتخابات و یا پیروزی های ورزشی، این تابو شکسته شده است. فراروی جامعه  از مرز ممنوعیت های قانونی و عرفی در چنین شرایطی،  چنان ابعاد وسیعی دارد که سیستم های نظارتی و کنترلی،همواره توان برقراری نظم و قانون را از دست داده اند. در ایران کارناوال های شادمانی و جشن های خیابانی وجود ندارد و در نتیجه کنش متمرکز اجتماعی در برگزاری جشن های رسمی ، به واکنشی آنی در فرصتی کوتاه بدل می شود. این رفتار گویای سرخوردگی جامعه نیز هست؛ جامعه ای که در فضاهای عمومی ،فرصتی  رسمی برای بیان هیجانات جمعی خود نمی یابد و به فرصت های کوتاه قناعت می کند. این موضوع که به زعم کارشناسان ریشه در تجمیع انرژی جوانان و نیاز به تخلیه و ابراز هویت آنان در سطح جامعه و در میان دوستانشان دارد می تواند در صورت مدیریت مطلوب فرهنگی به زمینه های آموزشی، ورزشی و تفریحی هدایت شود.

نام:
ایمیل:
* نظر: