يکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷ - ۱۵:۰۳ Sunday, 21 October 2018 |
تاریخ انتشار: ۱۲:۴۱ - ۳۱ تير ۱۳۹۷
کد خبر: ۱۲۹۳۰
روایت/
تندرست نیوز؛دوستي من و مهناز خيلي عاطفي و صميمانه بود و ما چندين سال از دوران تحصيل با هم همکلاسي بوديم. او زودتر از من ازدواج کرد ولي پس از چند ماه شوهرش متوجه شد با پسري رابطه تلفني دارد و به همين دليل آن ها از هم جدا شدند.
مهناز با اين شکست عاطفي دچار افسردگي شديد شد و من با وجود مخالفت شديد خانواده ام، رفاقتم را با او ادامه دادم و هر روز به ديدنش مي رفتم. يک سال از اين ماجرا گذشت و پسر يکي از اقوام به خواستگاري ام آمد. خانواده ام که نگران آينده ام بودند و مي خواستند به هر ترتيب که شده مرا از مهناز دور کنند به خواستگارم جواب بله دادند و من هم به ناچار موافقت خود را با اين ازدواج اعلام کردم.
 مدتي گذشت و برخوردهاي سرد شوهرم باعث شد تا رابطه ام را با مهناز ادامه بدهم. همسرم جواني مغرور بود و هر موقع به خانه مي رسيد اظهار خستگي و بي حوصلگي مي کرد. او در روابط زناشويي مان نيز رفتار سرد و خودخواهانه اي داشت. در اين شرايط، احساس سرخوردگي مي کردم و مهناز سنگ صبورم شده بود. 
دوستم با باورهاي نادرست معتقد بود که نبايد به مردهاي اين دوره و زمانه اعتماد کرد ! من به مهناز وابسته شده بودم و همسرم که از بابت رفت و آمدهايم با دوستم اظهار نگراني مي کرد خيلي جدي گفت: اين خانم از نظر وضعيت ظاهري و اخلاقي آدم درستي به نظر نمي رسد و بايد هر چه سريع تر با او قطع ارتباط کني.
رضا حتی به مهناز هم زنگ زد و با لحني توهين آميز از او خواست دست از سرم بردارد و پاي خودش را از زندگيمان بيرون بکشد. شوهرم با اين سختگيري ها لج مرا درآورده بود و بدون توجه به خواسته هايش همچنان رابطه ام را با مهناز ادامه دادم و حتي با او يک سالن آرايش و زيبايي تاسيس کرديم. 
اين موضوع باعث جدي شدن اختلافات من و رضا شد و تحت تاثير حرف  هاي چرت و پرت مهناز که مي گفت اگر امروز طلاق بگيري پسر جواني را براي ازدواج با تو معرفي خواهم کرد، به طور توافقي از شوهرم جدا شدم. 
بعد از طلاق، دوستم زمينه آشنايي من و آن جوان را که نمي دانستم فردي مجرم و داراي چند فقره سابقه کيفري است فراهم کرد. ارتباط با اين پسر جوان مرا به دام فساد اخلاقي و اعتياد کشاند و الان من یک زن متاد هستم که صبح تا شب برای به دست آوردن مواد تلاش می کنم و شب ها هم در خانه ای که به همت شوهر قبل و خانواده ام برایم باقی مانده تا کارتن خواب نشوم می خوابم!
این حال و روز من است دختری که زندگی و آرزو هایش را در پی لجبازی و دوستی با یک زن بی بندوبار از دست داد! 
نام:
ایمیل:
* نظر: