سه‌شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۵:۵۹ Tuesday, 14 August 2018 |
تاریخ انتشار: ۱۴:۰۷ - ۱۰ مرداد ۱۳۹۷
کد خبر: ۱۳۸۷۳
روایت/
تندرست نیوز؛من وارد اتاق پزشک شدم. چند دختر و پسر جوان با لباس سفید ایستاده‌اند، معلوم است انترن هستند. یکی از دخترها فرمی را می‌آورد و بقیه نگاه می‌کنند.

پزشک یا همان  (استاد) مشکل من را پرسید و من در مورد شوره سرم توضیح دادم. پزشک از من خواست که پشت پاراوان روسری ام را در بیاورم. موقع معاینه که شد، پزشک پوسته‌های سرمن را نشان می‌دهد و از دانشجویان می‌خواهد که تشخیص خودشان را بگویند. 
هر کدام تشخیصی می‌دهند و در آخر پزشک علائم را برای انترن‌ها توضیح داده و بیماری را تشخیص می‌دهد. حالا نوبت تشخیص داروی برای بیماری من است که هر کدام از انترن‌ها باید یک دارو را تجویز کنند و در پایان پزشک دارویی را می‌نویسد و من از اتاق بیرون رفتم..
من از تبحر این دکتر زیاد شنیده بودم، به همین خاطر آمدم تا بیماری‌ام را با او در میان بگذارم اما وقتی همه‌شان با هم روی سرم ریختند خیلی خجالت کشیدم. وقتی دکتر گفت پوسته‌های سرم علت عصبی دارد، بیشتر خجالت کشیدم و حس خوبی نداشتم .
 من خودم دانشجوی حسابداری در یک دانشگاه معتبر هستم  و از بوی عطرشان فهمیدم انترن ها بچه پولدار هستند .... اما چه کنم با هزینه ای که کرده بودم فقط می توانستم به بیمارستان دولتی مراجعه کنم چه باید کرد ....
نام:
ایمیل:
* نظر: