يکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷ - ۱۵:۰۱ Sunday, 21 October 2018 |
تاریخ انتشار: ۱۴:۵۶ - ۱۵ مرداد ۱۳۹۷
کد خبر: ۱۴۰۱۶
روایت/
تندرست نیوز؛مدتی بود که احساس می‌کردم همسرم مثل سابق نیست و با من مانند غریبه‌ها برخورد می‌کند، بدون اینکه همسرم متوجه شود موضوع را پیگیری کردم و فهمیدم او با کسی رابطه دارد. همسرم را تحت فشار قرار دادم و متوجه شدم کسی که با زنم پریسا رابطه داشته، دوستم شروین است که در همسایگی ما کار می‌کند.

این موضوع به‌شدت من را ناراحت کرد. شب و روز نداشتم و اصلا نمی‌توانستم زندگی عادی داشته ‌باشم. من دو بچه دارم حتی به اینکه از زنم انتقام بگیرم هم فکر کردم، اما جواب بچه‌هایم را نمی‌توانستم بدهم. به دنبال این بودم که طوری به خودم ثابت کنم اشتباه کرده‌ام و همسرم تحت فشار این‌طور به من گفته  ‌است. روز حادثه با شروین قرار گذاشتم  و به او گفتم می‌خواهم به مسافرت بروم و خواستم تا ماشینم را چک کند تا در راه اتفاقی نیفتد. 
وقتی سر قرار حاضر شد و با هم سوار ماشین شدیم، سر صحبت را باز کردم و از او خواستم توضیحی درباره رابطه‌اش با همسرم بدهد. شروین حتی انکار نکرد و به من گفت که با زن من رابطه داشته‌ است. آن‌قدر از این مسئله ناراحت شدم که از ماشین پیاده ‌شدم درها را قفل کردم و روی ماشین بنزین ریختم و فندک زدم این کار چند ثانیه بیشتر طول نکشید و شروین نتوانست از ماشین پیاده ‌شود و سوخت. 
وقتی مأموران آمدند من موضوع را به آنها گفتم. وقتی پلیس  از همسرم بازجویی کرد، او به رابطه با شروین اعتراف کرد.  شروین با همسرم پریسا رابطه برقرار کرده و آنها به من خیانت کرده‌ بودند. من یک لحظه وقتی شروین در چشمانم نگاه کرد و گفت با زن من رابطه داشته، به‌شدت خشمگین شدم و نتوانستم خودم را کنترل کنم و ماشین خودم را که شروین در آن بود، به آتش کشیدم. 
من وقتی نگاه سوختن ماشینم و شروین می کردم، پیرمردی آن اطراف داشت فریاد می‌زد که جوانی در ماشین آتش گرفته است.
نام:
ایمیل:
* نظر: