جمعه ۰۳ بهمن ۱۳۹۹ - ۰۹:۱۸ Friday, 22 January 2021 |
تاریخ انتشار: ۱۵:۰۹ - ۲۳ مرداد ۱۳۹۷
کد خبر: ۱۴۲۹۷
روایت /
تندرست نیوز؛25سال دارم. هفت سال پیش به زور خانواده‌ام ازدواج کردم. برخلاف تصور دیگران زندگی روبه‌راهی ندارم، در این سال‌ها جز مشقت و خون دل خوردن هیچ چیزی از زندگی مشترک عایدم نشده. من مجبورام برای گذران زندگی درخانه این و آن کار کنم، برای چندرغازی که می‌رود توی جیب صاحبخانه و منقل تریاک شوهرم.

شوهرم چهار ساله دست به سیاه و سفید نمی‌زنه. هر چقدر بهش می‌گم پاشو برو سرکار حرف تو گوشش نمیره. زیاد اصرار کنم جور دیگه‌ای رفتار می‌کنه.بعضی وقت‌ها که نمی‌تونم حرف‌‌هامو توی دلم نگه دارم سرش داد می‌زنم و اونهم پا میشه تا جون داره کتکم می‌زنه.خانواده من اگه به فکرم بودن هیچ‌وقت شوهرم نمی‌دادن. براشون اهمیتی نداره که چه بلایی سرم میاد.
 باهاشون رفت و آمدی ندارم. فقط یک‌بار دو سال پیش رفتم خونه‌شون و گفتم که منو دستی دستی بدبخت کردن.خانه را اجاره کردیم.سه میلیون پول پیش دادیم ماهی هم 400 هزار تومان اجاره می دم .
چهار ساله که همه خرج زندگی روی دوش منه. اگر کاری باشه از صبح میرم و آخر شب برمی‌گردم خونه تا دستم جلوی این و اون دراز نباشه. ولی شوهر بی‌غیرتم حتی یک‌بار بهم نگفته دستت درد نکنه یا خسته نباشی.جراتش رو نداشتم ازش جدا بشم . 
می‌ترسم از تنها زندگی کردن. اگر روزی جراتش رو پیدا کنم حتما ولش می‌کنم و می‌رم دنبال زندگی جدیدی که لااقل هزینه یک آدم بی‌غیرت رو ندم.اگر هر روز کار باشه سرکار میرم ولی معمولا هفته‌ای بیشتر از دو روز کار برام دست و پا نمیشه.برای هر روز کار مثل نظافت و گردگیری و مرتب کردن وسایل خونه و کارهایی که از پسشون برمیام روزی 100 هزار تومان می‌گیرم. 
بخشی از اون رو برای اجاره خونه پس‌انداز می‌کنم و بقیه‌اش هم خرج خونه میشه.شوهرم از همون اول معتاد بود. هر چقدر به پدرم گفتم پدر من این خواستگار معتاده، قبول نکرد که نکرد و گفت زیادی خونه موندم و باید برم خونه شوهر. گفت که اگر زرنگ باشم کاری باید بکنم که مرد خونه ترک کنه. 
این هم بگم پدر خودم هم تریاکی بود و براش مهم نبود چه کسی خواستگاری دخترش میاد. شوهرم موادش رو بیرون خونه مصرف می‌کرد. بعد از مدتی بساط موادش رو توی خونه علم کرد و سرکار هم نرفت. بهم می‌گفت باید پول جور کنم برای موادش یا اینکه کار کنم. 
روزهایی که می‌رفتم خونه مردم کلفتی وقتی برمی‌گشتم خونه می‌دیدم که تلویزیون نیست، می‌فهمیدم فروخته برای خرجش موادش. هر وقت هم اعتراض می‌کردم با کابل برق می‌افتاد به جونم و سیاه و کبودم می‌کرد.»وقتی جایی میرم برای کار و مزد می‌گیرم، 30 هزار تومانش رو پنهون می‌کنم برای روز مبادا و کرایه خونه و بقیه رو باید بدم بهش. 
اون هم باهاش مواد می‌خره.اگه سرکار باشم که همونجا برام غذا می‌گیرن. اگه خونه باشم پولی نمی‌مونه برای غذا خریدن. شوهرم حتی به اجاق گاز هم رحم نکرد و اون رو هم فروخته و فقط پیک نیک داریم که شوهرم اونقدر روش تریاک کشیده که هر چیزی بخوام درست کنم بوی تریاک می‌گیره.
نام:
ایمیل:
* نظر: