يکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷ - ۲۳:۱۶ Sunday, 18 November 2018 |
تاریخ انتشار: ۲۱:۵۷ - ۰۳ آبان ۱۳۹۷
کد خبر: ۱۸۰۴۹
بابک خطی طبيب كودكان
تندرست نیوز؛گل‌باجی خانم حدود ۸۵ سال پیش متولد شد.ازدواج در نوجوانی و چندین شکم زاییدن و سر و سامان دادن به بچه‌ها و رسیدن به نوه‌ها در این زن مهربان سفیدروی کوتاه بالا باعث شد ،تا به خودش بیاید زنی پیر ‌و سالور باشد.اما نکته‌ای خاص در این زن بود و آن شوق یادگیری و دانستن علت پدیده‌ها بود.عبارت «علتش چیه؟»تکیه‌کلام دائم او بود، چنانکه نوه‌هایش آن را در جمع‌های خود به شوخی به همدیگر می‌گفتند.
همین شوق دانستن سرانجام این مادر بزرگ را به صرافت انداخت که حدود سن هفتاد سالگی بخواهد سواد یاد بگیرد که طبعا کار خیلی سختی در سن او بود. اما او با سخت‌کوشی هر چه تمام تر کار را شروع کرد. ذهنش خوب همراهی نمی کرد،سخت یاد می‌گرفت، کند پیش می‌رفت ، از یک درس بارها و بارها مشق می‌کرد و گوشش به دلسوزی یا گاهی شوخی‌های دور و بری‌ها به انصراف از این تصمیم بدهکار نبود تا بالاخره بعد دوسال و شاید بیشتر با شوق و انگیزه‌ای که داشت باسواد شد.

سیستم آموزشی یک کشور هم باید  توسعه دهنده روحیه‌ای  باشد که گل‌باجی خانم ذاتا داشت:
«شوق دانستن» و «داشتن انگیزه»

اما انگار آنچه در عمل رخ می‌دهد در جهتی مقابل این هدف یعنی از بین بردن  خلاقیت و انگیزه و شوق دانستن دانش آموزان بوده‌است.
ساز و کاری که حاصل آن ساختن انسان‌هایی متحدالشکل و مضطرب و درگیر رقابتی‌نفس‌گیر و غیرلازم از کودکانی با توان و استعدادهای مختلف است که چند تست!بالاتر  و پایین‌تر در موضوعاتی خاص و آزمونی غریب، آنها را ارزش‌گذاری و قضاوت می‌کند.

نقش مهم برخی موسسات به اصطلاح کمک آموزشی و مدارس ویژه! را هم نباید در این مساله فراموش کرد،که با سوءاستفاده از مهر ذاتی و  حس مسوولیت والدین با تبلیغ توهم نخبه‌پروری از دانش‌آموزان، کودکان را با اخذ هزینه‌های زیاد وارد همان چرخه‌ی رقابت پرتنش و خلاقیت زدا -هرچند گاهی با پوسته ای از نوآورنمایی نمایشی و مدرن‌بودن کاذب -مي‌نمایند.
برخی موسسات و مدارس، که بیشتر به یک ساختار تجاری با اولویت اصلی سودمحوری شبیه‌اند تا مکانی که واقعا دلسوز آینده دانش‌آموزان است.

هدف نهایی این ساختارها آموزش روش‌های سطحی و به اصطلاح تستی برای پاسخ دادن هرچه سریعتر به سوالات مشخص در رقابتی پرفشار و بی‌ارزش است.
روشی که دانش‌آموزان طی مدت تحصیل نه از کودکی کردن خود چیزی متوجه می‌شوند و نه برای زندگی در دنیای واقعی و روش حل مشکلات خود در آینده رهاوردی در چنته خواهند داشت.

این آینده سازان پرانرژی جامعه‌ی آتی که دوست دارند و باید هم دنیا را نسبت به گذشتگان خود جایی بهتر برای زندگی کردن نمایند، در بسیاری موارد تحصیلات عالی خود را حتی در جو ایجاد شده در رشته‌هایی می‌گذرانند که  اصلا علاقه‌ای به آن نداشته و برای آن ساخته نشده اند.

آموزش و پرورش باید این چرخه آسیب زا را از جایی قطع کند و راه‌حل های اولیه اینها می‌تواند باشد:
-امکان تحصیل برای همه کودکان جامعه را فراهم و عدالت آموزشی را طبق اولیه ترین حقوق انسانی و قوانین ملی فراهم کند.
-به جای سری‌دوزی کردن آموزش و یک شکل‌سازی کودکانی با توانایی‌های متفاوت، به توسعه شوق دانستن و روشن کردن شعله خلاقیت در امانت ‌هایی که به دستش سپرده شده است بپردازد.
-ضمن اینکه حتما لازم است در برابر تجاری شدن تحصیل و مافیای سودمحوری برخی موسسات و مدارس که نام کمک‌آموزشی  و ویژه را برای خود جعل و گرته برداری کرده اند بایستد.

آینده روشن جامعه در گرو آموزش کودکانی پرانگیزه و شاد،با آرامش و خلاق است که می‌دانند از زندگی چه می‌خواهند و در کجا به اوج توانایی‌هایشان دست می یابند  و در برابر مسائل و مشکلات مساله محور و نه هیجان‌مدار  عمل می کنند.

کودکان امروز و صاحبان جامعه فردا که «گل باجی خانم» مهربان از آسمان به آنها لبخند می زند و افتخار می‌کند و همچنان علت چیزهای مختلف را از آنان می‌پرسد.


نام:
ایمیل:
* نظر: