چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۷ - ۰۸:۱۱ Wednesday, 20 June 2018 |
تاریخ انتشار: ۱۲:۵۵ - ۰۴ ارديبهشت ۱۳۹۶
کد خبر: ۲۰
قائم مقام معاونت برنامه‌ریزی، هماهنگی و امور حقوقی وزارت بهداشت
تندرست نیوز؛حمیدرضا صفی‌خانی، مشاور وزیر بهداشت و قائم مقام معاونت برنامه‌ریزی، هماهنگی و امور حقوقی معتقد است که در حال حاضر اعتباربخشی در جایگاه خود قرار ندارد و باید میزان انتظارات از آن تعریف شود.
تیم اعتباربخشی باید فرا وزارتی باشد

تندرست نیوز، تنیدهشدن اعتباربخشی با مباحث مالی و حضور پررنگ بیمه‌ها از یک طرف و اجرای صحیح فرایندهای آن از طرف دیگر مطرح است. لزوم وجود یک موسسه مستقل برای اجرای فرایندهای اعتباربخشی روزبه‌روز بدیهی‌تر می‌شود، هرچند در این میان بحث نظارت بر این موسسه نیز می‌تواند چالش بزرگتری را فراهم کند. حمیدرضا صفی خانی در این گفت و گو دریاره لزوم فراوزارتی بودن نظارت بر اعتباربخشی گفت: 

شرایط فعلی اعتباربخشی در ایران را چطور ارزیابی می‌کنید؟
اگر به اعتباربخشی از زاویه همه مولفه‌های آن نگاه کنیم، در بعضی موارد دچار زیاده‌کاری و هم‌پوشانی فعالیت‌ها و در بعضی موارد دچار خلا هستیم. اعتباربخشی فرایندی است که به ما این خط فکری را می‌دهد که چه محصولی را باید از چه کسی، با چه صلاحیتی و چه قیمتی بخریم. یعنی یکی از مولفه‌های خرید راهبردی است. اگر بخواهیم آن را به عنوان یکی از مولفه‌های خرید راهبردی در نظر بگیریم، متاسفانه در حال حاضر اعتباربخشی در خدمت نظام خرید ما قرار نمی‌گیرد و ما فقط بر اساس یک سری فُرم‌ها، بخشی از مولفه‌ها را که اتفاقا مولفه‌های زیادی هم هستند را ارزیابی می‌کنیم، اما عملا به یک نتیجه اجرایی ختم نمی‌شود. باید گفت که در حال حاضر اعتباربخشی در جایگاه خود قرار ندارد.

چه راهکاری وجود دارد برای اینکه اعتباربخشی به نتیجه بهتری ختم شود؟
در ابتدا باید میزان انتظارات خود را از اعتباربخشی تعریف کنیم. به عنوان مثال اعتباربخشی آموزش در حیطه آموزشی باید در خدمت چه سیاستی قرار بگیرد. یعنی اگر یک مرکز آموزشی را اعتباربخشی می‌کنیم، خروجی آن باید به یک سیاست یا اصلاح یک سیاست ختم شود. در حوزه خدمت درمانی هم به همین شکل است. نتیجه اعتباربخشی باید به یک تصمیم مشخص ختم شود. در حال حاضر اعتباربخشی ما به نظام پرداخت و تعرفه‌ها و شیوه خرید ختم نمی‌شود. در حقیقت اگر بخواهیم اعتباربخشی را در جایگاه خود بنشانیم، به نظر می‌رسد باید در خدمت یک سری فرایندهای سیاستی قرار بگیرد که نتیجه آن هم تصمیم‌های سیاستی باشد. در حقیقت اعتباربخشی خودش باید یک شواهدی را تولید کند که بتواند منشا تصمیم‌گیری‌های ما باشد.

وضعیت اعتباربخشی ما نسبت به سایر کشورها چگونه است؟
در برخی موارد جلوتر از سایر کشورها هستیم. در کشورهای دیگر هم از همین فُرم‌های استاندارد استفاده می‌شود. البته ما در شیوه اعتباربخشی جلو هستیم. یعنی در کشور ما نیز از فُرم‌های استاندارد استفاده می‌شود و بیمارستان‌ها و مراکز درمانی را مورد پایش قرار می‌دهیم، اما در کاربری نظام اعتباربخشی هنوز موفق نبوده‌ایم.

سنجه‌ها را چطور باید طراحی کرد؟
برای طراحی سنجه‌ها در همه دنیا از یک تیم با دانش‌ها و انگیزه‌های متفاوت استفاده می‌کنند. تیمی که به طور مثال شامل مدیریت بیمارستانی، نظام هتلینگ، طراحی داخلی بیمارستانی، تیم درمانی حرفه‌ای، مراقبت‌های پرستاری و نظام بیمه‌گری است. این تیم با انگیزه‌های متفاوت باید طراحی سنجه‌ها را بر عهده بگیرد. از طرفی باید میزان اعتبار خود این سنجه‌ها نیز مورد ارزیابی قرار بگیرد و راهش این است که تیم اعتباربخشی فرا وزارتی باشد و استقلال خود را حفظ کند.

برای ایجاد این استقلال، آیا باید اعتباربخشی به بخش خصوصی واگذار شود یا زیرمجموعه دولت باشد؟
فرایند اعتباربخشی را می‌توان به بخش خصوصی یا موسساتی واگذار کرد که انگیزه انتفاعی ندارند. شاخص‌ها، سنجه‌ها، رویکردها و سیاست‌های اعتباربخشی قابل واگذاری نیست.

اگر اعتباربخشی به بحث خصوصی واگذار شود، چه نگرانی در خصوص بحث نظارت وجود خواهد داشت؟
نظارت با اعتباربخشی متفاوت است. اعتباربخشی برای مولفه‌های مشخصی انجام می‌شود و نظارت برای این انجام می‌شود که متوجه شویم میزان انحراف از برنامه‌ها چقدر است. اگر نهاد سیاست‌گذار، نظام سلامت باشد، این واگذاری را باید منطبق با قراردادی واگذار شود که در آن قیدهایی مثل تعاملات مالی، میزان کارایی موسسه و خروجی‌های آن ذکر شود. یعنی اگر قرار باشد فقط تصدی‌گری اعتباربخشی یا اجرای آن واگذار شود، باید شاخص‌های نظارت بر عملکرد شرکت‌ها و موسسه‌هایی که می‌خواهند این کار را انجام دهند نیز تدوین شود.

آن وقت نگرانی بابت تبانی یا تجاری شدن این اعتباربخشی از طرف بخش خصوصی وجود نخواهد داشت؟
مولفه‌های مالی خیلی مهم است. به عنوان مثال دادن ستاره‌ها به هتل‌ها که به بخش خصوصی واگذار شد را در نظر بگیرید؛ اگر خود هتل‌ها طی قراردادی با آن شرکت‌ها وارد این فرایند شوند، طبیعی است که اتفاقاتی در سایه شکل می‌گیرد. اگر قرار است اعتباربخشی واگذار شود، تعاملات مالی بین سازمان سنجش اعتبار و مرکز یا موسسه‌ای که اعتبار آن باید سنجیده شود، باید قطع شود. یعنی وزارت بهداشت باید با مرکز درمانی قرارداد ببندد و فقط  اجرای فرایند اعتباربخشی با بخش خصوصی باشد. اگر این تعاملات مالی بین بخش خصوصی و مرکز درمانی وجود داشته باشد، ممکن است انحرافاتی به وجود آید.

نقش بیمه‌ها و میزان شرکت بیمه‌گران در موضوع اعتباربخشی را چطور می‌بینید؟
پرداخت کننده هزینه‌ها بیمه‌ها هستند و اعتباربخشی یکی از مولفه‌های خرید راهبردی است و خریدار راهبردی نیز بیمه‌ها هستند. در نتیجه باید حضور داشته باشند، اما نه اینکه نقش انحصاری یا تعیین‌کننده داشته باشند. انگیزه بیمه‌ها همیشه تحدید هزینه‌ها یا محدود کردن آنها است و در نتیجه منافع خود را در نظر می‌گیرند. نقش بیمه‌ها نباید به کیفیت لطمه بزند.

اعتقاد بر این است که میزان حضور شرکت‌های بیمه‌گر کافی نیست و باید حضور بیمه‌ها بیشتر شود. نظر شما چیست؟
در یک تیم که از حوزه درمان تا آموزش وارد می‌شود، اگر از هر کدام از بیمه‌ها یک نفر فرستاده شود، چه مفهومی پیدا می‌کند. به نظر می‌رسد بیمه‌ها باید سیاست‌های خود را یک پارچه کنند و با منطق قوی وارد فرایند اعتباربخشی شوند. در حال حاضر این‌طور نیست. اگر تعداد بیمه‌ها زیاد شود، هیچ کمکی به اعتباربخشی نمی‌شود. پس بهتر است که در مرحله اول، سیاست‌های بیمه‌ها یک پارچه شود و حضور پررنگی داشته باشند و نه اینکه تعدادشان بیشتر شود. به طور مثال شاید دبیرخانه شورای عالی بیمه بتواند به نمایندگی از بیمه‌ها شرکت کند، اما قوی و پررنگ حضور داشته باشد.

سازمان‌های بیمه‌گر چه سازوکاری می‌توانند برای سنجش کیفیت خدمات سلامت در مراکزی که طرف قرارداد خودشان است داشته باشند؟
در اینجا دو مرکز مطرح است؛ اول مراکزی که به صورت ملکی در اختیار دارند و دوم مراکزی که طرف قراردادشان است. در مورد اول فقط سازمان تامین اجتماعی و تا حدی سازمان نیروهای مسلح مطرح است که آنها هم می‌توانند از سنجه‌های اعتباربخشی برای مراکز خود استفاده کنند که البته انجام می‌دهند. در خصوص مورد دوم، باید گفت که منطق قرارداد، برای تعاملات این چنینی است. وقتی یک قرارداد بسته می‌شود، وجود انتظارات در آن تعریف می‌شود. مثلا سازمان بیمه‌گر می‌تواند بگوید که این خدمت را به این شروط مشخص خریداری می‌کنیم. در حقیقت نظام‌های کیفی را به عنوان شروط خود تلقی کند. سازمان‌های بیمه‌گر تاکنون خیلی درگیر این فرایند نشده و خیلی سنتی به قرارداد نگاه می‌کنند. به نظر من پشت سر منطق قرارداد می‌تواند یک نظارت ایجاد شود. یعنی سازمان بیمه‌گر بگوید که این خدمت را با شروط مشخصی می‌خرد و بعد بر آن نظارت صورت بگیرد. اگر آن خدمت با همان شروط ارائه نشود، می‌تواند از نظام پرداخت به عنوان اهرم استفاده کند.

به نظر شما زیرساخت‌ها، نیروی انسانی، تکنولوژی و فرهنگ سازمانی لازم را برای استقرار اعتباربخشی در کشور داریم؟
زیرساخت‌ها وجود دارد، اما سیاست و یک پارچه بودن آنها را باید ایجاد کنیم. در این زمینه کارشناسان لازم و تجربه‌های بین‌المللی خوبی داریم.

آینده اعتباربخشی را چگونه می‌بینید؟
آینده اعتباربخشی به عزم و اراده ما بستگی دارد. اگر اراده کنیم که از اعتباربخشی به شکل مناسبی استفاده کنیم، آینده خوبی در انتظار آن خواهد بود، اما اگر این اراده در مسئولین وجود نداشته باشد، به نظر می‌رسد که به جای مثبتی ختم نخواهد شد.
انتهای پیام/
نام:
ایمیل:
* نظر:
پر بیینده ترین عناوین