جمعه ۲۹ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۳:۲۰ Friday, 20 September 2019 |
تاریخ انتشار: ۱۹:۴۸ - ۲۸ اسفند ۱۳۹۷
کد خبر: ۲۸۱۴۹
یاسر عرب
تندرست نیوز؛چند سال پیش برای تولید مجموعه ای با موضوع خشونتِ خانگی همنشنین زندانیان شده و ساعتها پای روایتهای گوناگونی چون، چرایی اسید پاشی، علتِ قتل، چگونگی شوهر کشی، نیتِ کودک کشی یا داستانِ چاقو کشی هایشان می نشستم.
 مجموع این روایتها سیزده قسمت فیلم مستند شد که علی رغم آمادگی و اعمال نظرات کارشناسی سازمان بهزیستی، و مخارج سنگین آن از بیت المال، انتشار پیدا نکرده و تا مدیرانی چنین محتاط بر مصدر امر هستند اکران عمومی آن بعید به نظر می  رسد اما از بین دستاوردهای بیشمار این گفتگوهای تصویری نکاتی برایم ارزش افزوده داشت. یکی اینکه تایتل جرم و نام پرونده مجرم در بسیاری مواقع شباهتی به روایت او از سیر حوادث نداشت!

افراد با عناوینی برای مصاحبه احضار می شدند که صورت اجمالی جرم نهایی آنها بود نه خلاصه ای از حادثه ای رخ داده در زندگی یک انسان! مثلا از سیر حوادث و روابطه عاشقانه و مخفیانه ای که بعد چند سال برملا شده و موجب کدورت و دعوا گشته و دست آخر منجر به قتل شده بود، نامی جز قتل و روایتی جز چندی قبل و بعد از وقوع قتل در پرونده نبود! به احتمال زیاد در موارد بسیار پیگیری زمینه های وقوع جرم و خوانش راه طی شده ی فرد از دوران کودکی تا نوجوانی و چگونگی ازدواج و شرایط این زوج در رابطه ی عاطفی و جنسی و .. کمترین ارتباط را با وجه جنایی و قضایی پرونده پیدا کرده و طبیعتا نادیده گرفته شده بود. 

مثلا روی پرونده نوشته شده بود "قتل" اما داخل آن یک زیست جهان جنسی و یک روایت پیچیده ی انسانی از نوع تعاملات عاطفی و جنسی برمبنای چند هنجاری در بستر یک جامعه ی چند گفتمانی دیده می شد. زندگی که آدمیان در آن پالسهای مختلفی را در باید و نباید ها و چیستی و چگونگیِ زیست اخلاق مدارانه ی جنسی دریافت کرده و هر کدام بر اساس باورها و درک مفاهیمی چون لذت، وفاداری، ایثار، زندگی مشترک و... در آن رفتار کرده و حالا به تضادها و تناقضاتی رسیده بودند. ایشان در این میان هر یک از دیگران ضربات روحی و عاطفی بسیاری دریافت کرده و دست آخر یکی از آنها بنا بر حادثه ای آنی و یا رفتاری تکانه ای ضربه ای فیزیکی به جسم دیگری زده بود و حالا برای آن لحظه ی آخر بود که، دربند شناسایی می شد...

دکتر فرشید مرادیان (روانکاو) به عنوان کسی که در حوزه ی روانشناسی تحصیل و تحقیق داشته و از این دریچه به زیست جنسی نگاه می کند سعی در بازکردن همین گره دارد! کلیشه هایی که چون دیواری بلند در مقابل چشمان ماست و خوانش ما را در حوزه ی زیست جنسی سطحی و قشری می کند. چگونگیِ تولید برچسب هایی چون رهایی از تنش تا کسب لذت برای برقراری رابطه ی جنسی. چراییِ شبیه سازیِ رفتن به مستراح و قضای حاجت، با ارضاء نیاز جنسی. و... در نمادین ترین شکل ممکن به گشایشی که من به عنوان معرفی نوشته ام، او تن آدمیان را پرونده ای می داند که حاضر نیست تاتوی نقاشی شده روی آن را به سادگی سطر خوانی کند! 

او می خواهد نوشته های کلیشه ای روی پرونده ها را در ذهن ما پاک کند و بگوید بیا این روایت را دوباره با هم خوانده و تبار شناسی کنیم. دوباره به آن رخداد تجاوز جنسی نگاه کنیم. بار دیگر با هم آن پرونده ی کودک آزاری را بازخوانی کنیم. یا صفحاتِ رفتارها و تصاویر اروتیک در اینستاگرام را باز کرده و ببینیم آیا مسئله به همان سادگیِ «شوقِ نمایش» ی است که در نگاه اول می پنداریم؟ یا آن رفتار می تواند تا دهن کجی به ساختار انسداد گرا پیش برود؟ ایشان معتقد است این نگاه دوباره ممکن نیست مگر اینکه الفبای زیست جنسی در ذهن ایرانی معاصر تغییر کرده و اصلاح شود!            
نام:
ایمیل:
* نظر: