جمعه ۲۹ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۷:۳۸ Friday, 20 September 2019 |
تاریخ انتشار: ۲۲:۰۸ - ۲۶ مرداد ۱۳۹۸
کد خبر: ۳۳۹۵۲
تندرست نیوز؛آنچه با عنوان تبدیل شدن پزشکی به تجارت و بیزینس گفته می شود، چندان درست نیست. باید گفت: اگر هدف پول درآوردن باشد ، بدترین تجارت، “پزشکی” است زیرا افرادی که وارد رشته پزشکی می شوند، کسانی هستند که از توانمندی های لازم برخوردارند، در حدی که اگر وارد هر تجارتی شوند، موفق می شوند و درآمد بسیار بالاتری خواهند داشت.
وقتی قرار باشد کسی در رشته پزشکی ، شبانه روزش را به هم وصل کند و از تک تک سلولهای وجودش برای درس خواندن، کار و رسیدگی به آلام بیماران انرژی بگذارد، فکر نمی کنیم چنین معامله ای اگر برای تجارت باشد، به صرفه باشد!
خودمان را مثال می زنیم به عنوان کسانیکه تازه ابتدای راه هستیم. ۱۵ سال بعد از دریافت دیپلم درس میخوانیم و وارد شانزدهمین سال تحصیل پشت سر هم می شویم و تنها دلگرمی ما که باعث ایجاد انگیزه می شود، همین تک لحظه هایی است که می توانیم در یک فرد بیمار و خانواده اش احساس رضایت را به وجود بیاوریم .

چه کسانی پزشکان را بدنام می کنند؟
زمانی که بیماری را عمل میکردم، انتظار عوارض مختلفی را می کشیدم ولی چیزی که در آن لحظه برای من مهم بود، فقط نجات جان یک انسان بود. صد البته که بعد از جراحی من، یک جراح دیگر و حتی کمیسیونی از جراحان دیگر می توانند درباره کار من نظر بدهند و حتی نقد کنند. ولی اینکه یک نفر بدون اطلاع و آگاهی از مبانی یک علم بخواهد اعضای یک حرفه را تخریب کند، اصلا قابل قبول نیست. متاسفانه چنین افرادی در جامعه یا حتی صدا و سیما وجود دارند که جاهلانه یا عامدانه در حال جا انداختن این موضوع هستند که طبابت هم یک بیزینس و تجارت است. این در حالی است که در کم امکانات ترین مناطق ایران که شاید یک آدم طبقه متوسط اجتماعی حتی نتواند فکرش را بکند که یک هفته در آن مناطق بماند، آدم هایی از هم نسلان وهم دوره ای های من به مردم شان خدمت می کنند و جالب اینجاست که حتی پرداخت های آنها هم با تاخیرهای یک ساله انجام می شود. من فکر نمی کنم هیچ گروه دیگری وجود داشته باشد که در چنین شرایطی باز هم عاشقانه به کار خود ادامه دهد.

سخن پایانی
کسانی که در خانواده پزشک دارند یا به شکلی با جامعه پزشکی در ارتباط هستند، می دانند که یک جوان محصل تا وقتی که پزشکی حاذق شود، چه راه طولانی و پر فراز و نشیبی را پیش رو دارد. در دوره نوجوانی و آن زمان که همسن و سال هایش مشغول شیطنت های خاص آن دوره هستند، او قید تفریح و بازی و مهمانی و سفر را می زند و با جدیت درس می خواند تا بتواند به عنوان دانشجوی رشته پزشکی وارد دانشگاه شود و ۷ سال پیاپی بخواند و بخواند و بخواند. تا کشیک های طولانی مدت و بی خوابی های دوره اینترنی را تا از نزدیک ندیده باشید، به سختی اش پی نمی برید. سختی دوره ای که پس از ۷ سال از این بخش به آن بخش و از بستر این بیمار به آن دیگری، به دوره تخصص و فراز و نشیب های مخصوصش متصل می شود. شرح کارهای سخت و بلاتکلیفی دستیاران، خود مجال دیگری می طلبد، اما داستان تازه از اینجا وارد فصل جدیدی می شود. آن هم زمانی است که پس از گذراندن این دوران، سر و کله غول مرحله آخر یعنی دوره ۲ ساله «طرح» پیدا می شود و پزشکی که در اوج دوران جوانی وارد دانشگاه شده، حالا با آغاز دهه چهارم زندگی و در حالی که رفقای دیروزش هر کدام در حرفه ای و شغلی به نان و نوایی رسیده اند، باید به روستایی دورافتاده برود و مرهمی شود بر زخم ها و بیماریهای همنوعانش …

شک نکنید که زندگی یک پزشک در تمام طول عمر به همین منوال می گذرد؛ بی خوابی و سختکوشی و حضور بین بیماران، اما اگر از آنها بپرسید کدام انگیزه باعث می شود همچنان با عشق به کارتان ادامه دهید، نشانی تک لحظه هایی را به شما می دهند که پس از نجات جان بیماری یا تسکین درد دردمندی، نفسی به راحتی می کشند و با خود می گویند:
همه سختی این سال ها، به این تک لحظه ها می ارزد … تک لحظه هایی از جنس عشق!



بهداشت نیوز
برچسب ها: پزشکی تجارت
نام:
ایمیل:
* نظر: