چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۷ - ۱۲:۱۰ Wednesday, 17 October 2018 |
تاریخ انتشار: ۱۱:۳۵ - ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۷
کد خبر: ۴۹۹۸
رایانه به جای خاله بازی
می‌گل هشترودی
تندرست نیوز؛می‌گل هشترودی- کودکی همه‌ی ما خلاصه می‌شود در خانه‌ای به نام خانه‌ی مادربزرگ با یک حیاط کوچک و یک حوض وسط آن که تمام اعضای خانواده آخر هفته‌ها را مهمان آن خانه‌ی گرم و باصفا بودیم. بچه‌های هم سن و سال، کل طول یک هفته را با آرزوی رسیدن به آخر هفته سپری می‌کردند که به دور هم جمع شوند و خاله‌بازی کنند.


دختران لباس‌های مادرشان را میپوشیدند، کفش‌های پاشنه بلند مادر را به پا می‌کردند و روسری را روی سر به تجسم موهای بلندو افشان جمع می‌کردند. با پهن کردن یک زیر انداز و چیدن اسباب بازی‌هایی مثل قابلمه و بشقاب‌های پلاستیکی سعی در واقعی جلوه دادن خاله بازی خود داشتند، انگار گریه‌ی عروسک‌های خود را می‌شنیدند و آن ها را به آغوش می‌کشیدند و شاید مادر بودن را با همان عروسک‌های کوچک تجربه می‌کردند. پسر‌ها اما خاله بازیشان از رویاهای کودکانه‌ی دختران فاصله داشت، آن‌ها در قالب پدران خود فرو می‌رفتند. ادای مردان بزرگ را در می‌آوردند و خود را نان آور خانه‌ی تجسمی بازیشان می‌دانستند.فکر می‌کردند اخمو بودن و صدا کلفت کردن در مرد جلوه دادن آن‌ها نقش مهمی دارد.

ساعت‌ها به مهمانی رفتن در این زیلوهای کوچک می‌گذشت و بچه‌ها زندگی واقعی را با تمام مسئولیتش در غالب این بازی تجربه می‌کردند. وقتی از این بازی خسته می‌شدند با ذغال روی زمین لی‌لی می‌کشیدند و مشغول بازی می‌شدند. سرخوش از بازی‌های کودکانه صدای خنده‌و شادیشان فضا را پر می‌کرد. شب با هزار خواهش اجازه‌ی ماندن در خانه مادر بزرگ را از پدر و مادرشان‌می‌گرفتند، آن شب با قصه‌های مادر بزرگ و تعریف‌های شبانه‌اش سپری می‌شد، صبح با باز شدن چشم‌ها دوباره آن بازی‌های کودکانه از سر گرفته می‌شد. در آن دوران سرگرمی دختران عروسک‌هایشان بود که به طرز شگفت انگیزی برایشان مادری می‌کردند، لباس‌هایشان را شسته و عوض می‌کردند، شب‌ها آن‌ها را در آغوش گرفته و به خواب می‌رفتند، صبح‌ها با صدای گریه‌ی خیالی عروسکشان بیدار می‌شدند و سعی در آرام کردن آن داشتند و در واقع محبت‌های مادر را در غالب حمایت از عروسک‌ها بیان می‌کردند. زندگی پسرها اما رنگ‌و بوی دیگری داشت، پر از ماشین‌های رنگی که با برچسب ‌های مختلف تزئین شده بود. همه را در حاشیه‌ی فرش می‌چیدند و ساعت‌ها مشغول بازی با آن‌ها می‌شدند. بهترین روز برای بچه‌ها زمانی بود که مادر اجازه رفتن به کوچه و بازی با بچه‌های همسایه را می‌داد. قایم‌باشک، وسطی و گِل بازی کم‌ترین بازیشان بود.

حالا با گذشت چند دهه از آن روز ها، بازی های کودکانه رنگ و بوی دیگری به خود گرفته است. دیگر دختر بچه‌ای را مشغول جارو زدن زیلو کوچک خاله‌بازی نمیبینیم ، کمتر دیده می شود که دختر بچه‌ای عروسکش را در آغوش گرفته باشد و برایش لالایی بخواند، با وجود وسایل بازی مثل ایکس باکس و پلی استیشن، دیگر پسر بچه‌ای را مشغول ماشین بازی نمیبینیم ، با گذر از کوچه‌ها و خیابان‌ها هیچ بچه‌ای را نخوهید یافت که روی دو پا نشسته باشد دست‌هایش تا آرنج درون گِل فرو کرده و سعی در درست کردن مجسمه های گِلی داشته باشد. کم‌تر بچه‌ای کارت بازی و گل یا پوچ را بلد است و کمتر بچه ای گرگم به هوا و قایم باشک بازی می کند؛ اما دلایل این که چرا با گذشت زمان بازی های کودکانه این همه تغییر کرده اند به بعد روانشناسی بازی می گردد.

مسعود غفاری  روانشناس اجتماعی در این‌باره می گوید: «امروزه با ورود به هزاره‌ی سوم وتغییر ساختار زندگی و گذر از دوران سنتی به دوران مدرنیته جامعه ما تبدیل به یک جامعه‌ی نیمه صنعتی  و نیمه سنتی شده است، بیش‌تر خانواده‌ها تک فرزندی هستند و چون معمولا پدر و مادر هر دو شاغل اند زمان لازم برای رسیدگی به فرزندان خود را ندارند همچنین به دلیل نگرانی و احساس نا امنی از جو موجود در جامعه اجازه‌ی حضور فرزندانشان را به کوچه و خیابان برای بازی با بچه‌های همسایه نمی‌دهند به همین دلیل بچه‌ها مجبور به بازی تنهایی در خانه هستند و این موضوع زمینه را برای بازی‌های رایانه‌ای در خانه فراهم می‌کند. بازی‌ها یک روند روبه رشد دارند، قسمتی از بازی‌ها فقط جنبه‌های سرگرمی دارند مثل بازی نوزادان با جقجقه، این بازی‌ها هیچ هدفی ندارند و صرفا جهت سرگرمی انجام می‌شود. نوع دیگری از بازی‌ها هستند که سنبلیک و نوستالوژی‌اند مثل عروسک بازی دختران یا معلم بازی بچه‌ها. این بازی‌ها از زمان قدیم انجام می‌شده و به نوعی تجربه‌ی زندگی در غالب بازی است،  قسمت دیگری از بازی‌ها هستند که به عنوان بازی قائده دار مطرح می‌شوند مثل بازی لی لی یا وسطی که به ورزش ختم می‌شوند.»

او با تاکید بر این موضوع که "بچه‌ها در زمان قدیم زندگی را در غالب بازی تجربه می‌کردند" گفت:« جامعه ما چون استانداردهای یک جامعه‌ی صنعتی را ندارد پدرها معمولا دو شیفت کار می‌کنند، در این شرایط توانایی بازی با کودکانشان را ندارند و همچنین در جوامع سنتی چون معمولا مادران کار نمی‌کردند بیش‌تر زمان برای رسیدن به فرزندانشان داشتند. این شرایط در جوامع امروزی تغییر کرده به نحوی که زمینه برای بازی‌های رایانه‌ای کودکان  به خوبی فراهم است و پدران و مادران هم از این نوع سرگرمی بچه‌ها راضی هستند. پدران و مادران باید به این نکته توجه داشته باشند که بازی‌های رایانه‌ای کودکان باید دارای استانداردهای لازم باشد یعنی رشد شخصیتی، عاطفی و همچنین اجتماعی بچه‌ها در آن لحاظ شده باشد و چون این بازی‌ها از نظر پزشکی در بسیاری از موارد مضر هستند، تحرک بچه‌ها را از بین می‌برند ودر بینایی بچه‌ها تاثیر نامناسبی دارند و تمرکز بچه ها رانسبت به مسائل دیگر مثل درس خواندن از بین می‌برد و همچنین روحیه‌ی فرد گرایی را در آن‌ها افزایش می‌دهد. به همین دلیل این گونه بازی‌ها باید تحت نظارت خانواده‌ها انجام شود.»

این روانشناس تفاوت بچه‌های قدیم و بچه‌های جدید را این‌طور بیان کرد:« بچه‌هایی که در زمان قدیم و با آن سبک بازی‌ها بزرگ شده اند بسیار اجتماعی و مسئولیت پذیر بودند و روحیه‌ای کاملا سازگار داشتند ولی بچه‌های این دوره که با بازی‌های رایانه‌ای بزرگ می‌شوند بسیار فرد گرا، بی‌مسئولیت و خشن هستند. با این‌که این موضوع  به عوامل دیگری نیز بستگی دارد اما تاثیر بازی‌های رایانه‌ای را هم نمی‌توان انکار کرد. خانواده‌ها برای درست زندگی کردن نیاز به آموزش دارند چون درست زندگی کردن یه مسئله‌ی غریزی یا سرشتی و ژنتیکی نیست و کاملا اکتسابی و آموختنی است، همه‌ی ما باید از نو تربیت شویم و برای این کار مراجعه به روانشناس‌ها و مراکز مشاوره می‌تواند کمک کننده باشد.»

نام:
ایمیل:
* نظر: