چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۷ - ۰۳:۲۸ Wednesday, 17 October 2018 |
تاریخ انتشار: ۱۵:۰۳ - ۱۳ خرداد ۱۳۹۷
کد خبر: ۸۲۸۹
روایت/
تندرست نیوز؛فقط شانزده سالش بود که مجبور به ازدواج با مردی شد که یازده سال از خودش بزرگتر بود. فهیمه در یک خانواده سنتی بزرگ شده بود، خانواده‌ای که توقع داشتند دخترشان قبل از ازدواج معصوم و پاک باشد.
"مادر من زنی بود که واقعا اجازه نمی‌داد من آگاهی پیدا کنم، او فکر می‌کرد دختر نباید آگاهی داشته باشد." 
فهیمه وقتی که به عقد همسرش درآمد دختری باکره و چشم و گوش بسته بود که حتی اطلاعات ساده در مورد عادت ماهانه‌اش هم نداشت، اما همسرش با زنان دیگر قبل از ازدواج تجربه رابطه جنسی داشته بود.
فهیمه از همان ابتدا می‌دانست که نمی‌خواهد در این ازدواج بماند، او خوشحال نبود اما از اینکه این موضوع را با خانواده خود در میان بگذارد می‌ترسید. نا‌آگاهی فهیمه درباره روابط جنسی و دسترسی نداشتن به راه‌های پیشگیری از بارداری به این معنی بود که او در همان دوران عقد باردار شد.
همسر فهیمه بالاخره قبول کرد تا به او کمک کند تا بارداریش را پایان دهد. او با کمک چند نفر از دوستانش توانست آمپول‌هایی غیرقانونی تهیه کند. چون آمپول‌ها غیرقانونی بودند نمی‌شد که برای تزریق آنها به یک کلینیک معمولی رفت. ایران یکی از سی و نه کشور جهان است که سقط جنین در آن غیرقانونی نیست و فقط زمانی که جان مادر در خطر باشد سقط جنین می‌تواند به صورت قانونی انجام شود به همین دلیل خرید قرص‌های مخصوص پایان بارداری کار راحتی نیست. فهیمه مجبور شد به منزل یک قابله پیر در شهرشان برود که حاضر بود این تزریقات هورمونی غیرقانونی را انجام دهد. 
فهیمه دو روز پشت سر هم به زیرزمین تاریک و کثیف خانه این قابله برای تزریق آمپول‌ها رفت. روزی دو آمپول به او روی یک مبل کهنه تزریق شد. قابله به فهیمه گفت این آمپول‌ها جنین را سقط می‌کنند او فقط باید کمی بالا و پایین بپرد و کارهای سنگین انجام دهد تا کار تمام شود.
تنها نتیجه آمپول‌ها این بود که فهیمه به شدت مسموم شد و کارش به بیمارستان کشید. خانواده فهیمه از موضوع باخبر شدند. آنها فهیمه را با خود به خانه بردند و اجازه ندادند همسرش با او تماس بگیرد.
" در اتاق قفل کردند و جلوی همه راه‌های تماسم را گرفتند با من مثل یک جانی رفتار کردند."
پدر و مادر فهیمه او را پیش متخصص زنان بردند. او بعد از بررسی وضعیت فهیمه گفت که جنین آسیب دیده و بهتر است که جنین را سقط کنند. ولی مادر فهیمه به شدت مخالف بود او می‌گفت که سقط جنین گناه و مستحق عذاب خواهد بود. فهیمه یک ماه و نیمه باردار بود و مجبور شد بارداری را ادامه دهد. پدر و مادر فهیمه به سرعت برای او جشن عروسی گرفتند تا آبروی خانواده نرود چون فهیمه و همسرش فقط به عقد هم درآمده بودند.
در آخر فهیمه زایمان کرد، نوزاد با مشکلات شدید ریوی متولد و بعد هم دچار بیماری صرع شد. سه سال بعد از تولد فرزندشان فهیمه و همسرش از یکدیگر جدا شدند. همسرش آنها را رها کرد و دیگر سراغی از آنها نگرفت. فهیمه الان چهل ساله است و در تمام این سالها بدون هیچ کمکی فرزند بیمار خود را بزرگ کرده است.
سازمان بهداشت جهانی می‌گوید بیش از دویست میلیون زن در کشورهای در حال توسعه از راه‌های جلوگیری از بارداری یا خبر ندارند یا به آنها دسترسی ندارند و فهیمه هم یکی از آنها بود.

نام:
ایمیل:
* نظر: