چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۷ - ۰۳:۲۷ Wednesday, 17 October 2018 |
تاریخ انتشار: ۱۳:۳۵ - ۲۰ خرداد ۱۳۹۷
کد خبر: ۸۹۲۶
روایت/
تندرست نیوز؛من يك ايرانى هســتم، اما هيچ گونه مدركى براى اين كــه ايرانــى بودنم را ثابت كند ندارم.
چون 19 ســال قبل، زمانــى كه مادرم مرا بــاردار بود از پدرم طلاق گرفت. در آن زمان پدرم به خاطر لجبازى با مادرم هيچ گاه حاضر نشد براى من شناســنامه بگيرد. مادرم مى گويد وقتى من به دنيا آمده ام آن ها در كشاكش طلاق بوده اند به همين دليل توجهى به آينده من نداشته اند. حتى وقتى به 7 سالگى رسيدم باز هم مادرم به خاطر گرفتارى هاى خودش و اين كه وضعيت مالى مناســبى نداشت براى گرفتن شناسنامه من اقدامى نكرد و من نتوانستم به مدرســه بروم. در واقع من قربانــى اختلافات پدر و مادرم شدم، به طورى كه هر كدام از آن ها مرا سپر مشكلات خودش قرار مى داد تا ديگرى را به زانو درآورد. بعد از اين ماجرا پدرم حاضر نشــد مخارج من و خواهرم را بپردازد و ما زندگى ســختى را تحمل كرديم. ســال ها به همين ترتيب ســپرى شــد تا اين كه 2 سال قبل مردى كه تبعه افغانى بود، مرا از مادرم خواســتگارى كرد. او پولى به عنوان شيربها بــه مــادرم داد و مــرا به عقد خــودش درآورد. مــادرم از اين موضوع خيلى خوشــحال بود چون نه نياز بود جهيزيه اى تهيه كند و نه به دنبال شناسنامه و محضر ازدواج مى رفت. در هر صورت زندگى مشــترك من و «جمعه خان» در يكى از اتاق هاى خانه مادر شوهرم شروع شد، اما او مردى خشن و عصبانى بود كه به هر بهانه اى مرا زير مشت و لگد مى گرفت و كتك مى زد. خشــونت هاى او با به دنيا آمدن دخترم شــدت گرفته  است چون نمى تواند مخارج زندگى را تأمين كند و تقریبا هر روز مرا به بار کتک می گیرد. نمیدانم چه کار کنم! منی که همیشه سایه بی هویتی ام زندگی ام را به سیاهی کشانده و حالا زندگی دخترم را نیز به سیاهی و تباهی می کشاند!

نام:
ایمیل:
* نظر: