جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷ - ۱۵:۵۶ Friday, 19 October 2018 |
پژواک  |  روایت ها
روایت/

و باز هم شکست !!!!!

از قبل نظر مثبت خودم را به خواستگارم گفته بودم چرا که از حدود دو سال پیش به او عشق می ورزیدم اما خانواده ام به شدت با این ازدواج مخالفت می کردند من که دیگر چاره‌ای نداشتم تصمیم گرفتم خانواده ام را در تنگنای اخلاقی قرار دهم به همین دلیل تاریخ خواستگاری را خودم تعیین کردم.
روایت/

از خانمم می خواهم یا خیانتم را ببخشد یا ترکم کند

چند سالی است زندگی تباهی دارم فقط به این علت که خانمم مانند سابق من را دوست ندارد، آن هم به دلیل اشتباهی که از من سر زد و به او خیانت کردم.
روایت/

سایه پدر و مادر بالای سرم نبود !!!!!

پریسا هستم ، خانواده‌ای ندارم. 9 سال است که آن‌ها تنها دخترشان را از یاد برده‌اند
روایت/

قضاوت زود هنگام

از روز اولی که شرکت را راه انداختم، هر ماه روز سی‌ام حقوق‌ها را پرداخت می‌کردم اما آن ماه به علت بروز کمی مشکلات نتوانستم سر موقع حقوق‌ها را پرداخت کنم اما درست از همان روز اول تاخیر فهیمه هر بار به شوخی می‌گفت: یوسف من برای چها روز دیگه حتما حقوقم رو می‌خوام‌ها!
روایت/

سزارین یا سوراخ کردن روده ؟؟؟

هفته گذشته همسرم برای انجام زایمان طبیعی به یکی از بیمارستان‌های شیراز مراجعه کرد، اما به او اعلام کردند زایمان طبیعی امکان‌پذیر نیست و باید به اتاق عمل برود.
روایت/

اورژانس کتک خورد !!!!

حال کودکم اصلاً خوب نبود و یک دفعه تشنج کرد ، می لرزید و بدنش در تب می سوخت با اورژانس تماس گرفتم و آنها نیز خودشان را به منزل ما رساندن
روایت/

خودمو نمی خوان / عابر بانک می خوان

همسرم در انتخاب من برای زندگی مشترک هیچ نقشی نداشت و من تنها به پیشنهاد و انتخاب مادرشوهرم ازدواج کردم.
روایت /

زیادی خونه پدرم موندم!!!!!

25سال دارم. هفت سال پیش به زور خانواده‌ام ازدواج کردم. برخلاف تصور دیگران زندگی روبه‌راهی ندارم، در این سال‌ها جز مشقت و خون دل خوردن هیچ چیزی از زندگی مشترک عایدم نشده. من مجبورام برای گذران زندگی درخانه این و آن کار کنم، برای چندرغازی که می‌رود توی جیب صاحبخانه و منقل تریاک شوهرم.
روایت/

من قربانی اختلافات والدینم هستم

همواره این سوال ذهنم را درگیر می کند که اگر پدر ومادرم این همه اختلاف دارند چرا از یکدیگر جدا نمی شوند؟ اصلا چرا با یکدیگر ازدواج کردند؟ بارها آرزو می کنم که ای کاش به دنیا نمی آمدم تا این گونه قربانی اختلافات پدر و مادرم نمی شدم ...
روایت/

اشتباه از خودم بود!!!!!

شنیدن این خبر آنقدر برایم سخت بود که تا چند روز گیج بودم و فقط به در و دیوار نگاه می‌کردم. حتی قدرت حرف زدن با همسرم را هم نداشتم. در همه این روزها فکری مثل خوره به جانم افتاده بود؛ اینکه آن زن را پیدا کنم و ببینم چه ویژگی‌هایی دارد که شوهرم او را به من ترجیح داده است.
صفحه  از ۲۵

تندرست نیوز